رمان خوان - رمان های خارجی ترجمه شده انلاین (تایپ رمان)

رمان های انلاین جدید را اینجا بخوانید ,با تایپ هر روزه رمان

رمان خوان - رمان های خارجی ترجمه شده انلاین (تایپ رمان)

رمان های انلاین جدید را اینجا بخوانید ,با تایپ هر روزه رمان

معرفی رمان عاشقانه خوب

سه شنبه, ۱ آبان ۱۳۹۷، ۰۹:۴۲ ق.ظ

 در این پست سعی داریم یکی از بهترین رمان عاشقانه جدید رو بهنوت معرفی کنیم


یکی از این رمان های زیبا , رمان عاشقانه ی زن قراردادی ترجمه ی اختصاصی سایت ناول کلاب هست به ترجمه ی زیبای پی-جی

خلاصه ی رمان :


نویسنده :لین گراهام                          

مترجم :پی_جی

 

میلیاردر روسی سرجی انتونوویچ به خاطر رابطه داشتن با مدل ها و بازیگر های جذاب مشهور بود. اما هیچ کدام از آنها مناسب ازدواج کردن نبودند. آیا او هرگز قادر خواهد بود تا آرزوی بزرگ عزیزترین و تنها عضو باقی مانده از خانواده اش یعنی ماردبزرگش را برآورده کند و به او یک عروس و نوه بدهد؟ اما او اصلا از  روابط احساسی چیزی نمی داند. پس چرا ازدواج را هم به چشم یک کار و بیزینس نگاه نکند؟ و برای مادربزرگش یک عروس نخرد؟بدون درگیر کردن هیچگونه احساساتی... اما با قراردادی محکم که بتواند خواسته‌های او را برآورده کند...اما او چگونه همسری می خواهد

کسی که بتواند با او ازدواج کند...بخوابد... به او یک فرزند بدهند....... و سپس بدون هیچ بحث و جدلی..او را رها کند

سرجی...قدرتمند است و هر چیزی را که در زندگی میخواهد به آن رسیده.. اطراف او پر از زن های زیبا و حساب های بانکی اش پر از پول است...او چنان قدرتی دارد تا تمامی خواسته هایش را برآورده کند اما تنها یک چیز است که او را ناراحت میکند.... آن هم دیدن پژمرده شدن تنها زن زندگی او... مادر بزرگش النا است... کسی که به سرجی اجازه نخواهد داد تا برایش پولی خرج کند و زندگی را برایش راحت تر کند.... تنها خواسته ی پیر زن این است که نوه اش را خوشبخت و دارای خانواده ای برای خود ببیند....پس سرجی با خود تصمیم می گیرد تا به هر قیمتی که شده خواسته مادربزرگش را برآورده کند.... اما بعد از شکست در ازدواج اولش دلش نمی خواهد با هیچ زنی درگیر شود ا..و نظری کاملاً منفی نسبت به تمامی زنها دارد.. و آنها را موجوداتی مادی و بدون احساس می پندارد...

از طرف دیگر...الیسیا در یک برهه حساس در زندگی اش قرار دارد... پدر و مادر او از یکدیگر جدا شده اند و به خاطر بدهی ها خانواده اش در حال سقوط به زیر خط فقر هستند...پدر آنها  مادرش را به خاطر دختری بسیار جوانتر رها کرده و حالا از  آنها می‌خواهد تا خانه شان را بفروشند و سهم او را بدهند...وگرنه از آنها شکایت خواهد کرد... از طرف دیگر مغازه گل فروشی مادرش در حال ورشکست شدن است و او هیچ سرمایه ای ندارد تا بتواند با آن کارش را رونق دهد و از پس مخارج خانواده و دخترهایش بربیاید.... تا روزی که خواهر دوقلوی الیسیا  بعد از چندین هفته غیبت به خانه برمی گردد و با خود خبرهایی هم خوب و هم بد برای الیسیا دارد.... خبر خوب این است که او قراردادی را امضا کرده که با پول آن میتواند تمامی بدهی هایشان را بدهند و مادرشان را نجات دهند اما خبر بد این است که نمی تواند به آن قرار داد عمل کند... و هم اکنون تنها الیسیا  می تواند خانواده شان را نجات دهد و به جای خواهر دوقلویش مسئولیت قراردادی را که او بسته به عهده بگیرد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی