رمان خوان - رمان های خارجی ترجمه شده انلاین (تایپ رمان)

رمان های انلاین جدید را اینجا بخوانید ,با تایپ هر روزه رمان

رمان خوان - رمان های خارجی ترجمه شده انلاین (تایپ رمان)

رمان های انلاین جدید را اینجا بخوانید ,با تایپ هر روزه رمان

ترجمه رمان خارجی عاشقانه غضب

جمعه, ۱۷ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۱۶ ب.ظ

رمان خارجی عاشقانه فانتزی غضب قسمت 2

در حقیقت انتظار داشت هر لحظه ماموران امنیتی برای دستگیریش بیایند.انقدر دیوانه وار به دنبال جمع اوری مدارک واقعی در باره اتفاقاتی که طی ازمایشات مریسل می افتد بود که همین نیم ساعت پیش دست به کار دیوارنه واری زده بود.او کارت عضویت یکی از کارکنان زن را دزدیده و یواشکی به اتاق کامپیوتر خزیده و فایل هایی مهم را دانلوذ کرده بود.اگر ماموران امنیتی دوربین های مدار بسته را بازبینی میکردند مطنعنن کارش ساخته بود.انها او را دستگیر و به سرنوشتی به شومی سرنوشت 416 میرساندند. و هردوی انها تا پایان روز مرده بودند.


الی بین این تصمیم که کاری فوقالعاده احمقانه برای نجات 416 انجام دوهد و پیروی از دستورات رئیس اصلی اش مبنی بر دخالت نکردن در امور صنایع مرسیل در کشمکش بود.او بالاخره ان قدر مدرک جمع اوری کرده بود که جلوی فعالیت های سازمان را بگیرد.بالاخره میتوانست در پایان شیفت کاری امروز کاری مهم با مدارکش انجام دهد اگر تنها سرَش را پایین می انداخت , دهانش را بسته نگه میداشت , و توجه کسی را به خودش جلب نمیکرد.این یعنی اینکه وقتی جاکوب مرد زنجیر شده به دیوار را به قتل می رساند او هیچ اقدامی انجام ندهد.

نگاه خیره اش روی 416 ثابت ماند . از بین تمام زندانی ها بیشتر از همه دلش می خواست او را ازاد کند.از روزی که شروع به کار کردن برای ازامایشات غیر قانونی مرسیل کرده بود یاد او شب ها الی را بیدار نگه داشته بود.

416 تبدیل به اخریت تصویری شده بود که هر شب قبل از خوابیدن میدید.گاهی اوقات , پیش خودش اعتراف میکرد که  , نقشی اسای در رویاهایش بازی میکرد. الی به سرعت تصمیم خودش را گرفت . اینکه تنها اینجا بایستد تا این اتفاق بیفتد قابل قبول نبود. اینطوری قلبش میشکست.اگر حتی سعی نمی کرد تا او را نجات دهد , نمی توانست بقیه عمرش با این قضیه کنار اید.

-این بار دیگه نمی تونی با من بجنگی .قراره کاملا بی دفاع باشی . می خوام بدونی قراره بمیری

صدای جاکوب هر لحظه خشن تر میشد.

-اما نه قبل از اینکه حسابی بهت اسیب برسونم و اذیتت کنم حیوون

الی فورا به اطراف چرخید , نه اینکه نقشه ای در ذهن داشته باشد اما برای نجات 416 بی قرار بود. با سرعت هرچه تمام تر از اتاق بیرون دویو و زمانی که به دالان رسی خوش را مجبور کرد تا سرعت قدم هایش را کمتر کند.کاملا از دوربین های امنیتی اگاه بود , زمانی که به ازمایشگاه رسید مدت کوتاهی توقف کرد تا یک کیت ازمایشگاهی بردارد.اگر بدون دلیل قانع کننده ای وارد سلول میشد شک و شبه دیگران را برمی انگیخت.ظرف پلاستیکی جعبه مانندی را از قفسه های ازمایشگاه بیرون کشید و سعی می کرد به همان اندازه که در درونش احساس دستپاچه گی و اضطراب می کرد به نظر نرسد.اما به خوبی میدانست باید قبل از اینکه جاکوب فرصت کند تا کار وحشتناکی انجام دهد , باید به کمک 416 بشتابد.

-الی

الی سرجایش خشکش زد چشمانش گشاد شده بودند و به ارامی چرخید.دکتر برنور یک موقرمز قلد بلند , از یکی از اتاق ها در حالی که یک چارت بدست داشت بیرون امد.

-بله؟

-اون نومنه بزاق رو از 312 گرفتی ؟

الی سعی کرد خوش را محکم مگه دارد اگر چه دلش می خواست به سرعت بدود.

--بله . این کارو کردم.

-خوبه .گذاشتیش توی ازمایشگاه؟

-البته

دکتر دست ازادش را بالا اورد تا پس گردنش را ماساژ دهد.

-روز طولانیه مگه نه؟ دلت می خواست اخر هفته باشه؟ من که بد جوری دلم می خواست .

الی در دلش به او گفت:خفه شو تا من برم .

شانه هایش را بالا انداخت

-من از کار کردن خوشم میاد . باید یک نمونه خون یگیرم . دستور استاته

-بله . البته

و نگاهش روی بدن الی به حرکت درامد.

-دوست داری فردا شب باهم به صرف شام بیرون بیای ؟

برای چند لحضه الی ماتش برد که از او برای یک قرار درخواست کرده بود .

-من یه دوست پسر دارم

به راحتی دروغ گفت . حتی فکر کردن به قرار گذاشتن با کسی که برای مرسیل کار میکند هم حالش را به هم می زد.

-اما متشکرم که پرسیدی

برای چند لحضه لب هایش را محکم بهم فشرد اما به سرعت برقی دوستانه چشمان سبزش را ارام کرد .

-که اینطور . باشه . برو . باید گزارش ها رو اپدیت کنم .

چرخید و به جهت مخالف الی به راه افتاد

-من کارای کاغذ بازی لعنتی زیادی انجام میدم

و در انتهای راهرو ناپدید شد




نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی